روان مردی که مدفوع و نسا (=مردار) و ریمنی به خوردش می دادند و دیوان او را با سنگ و کلوخ می کوبیدند.
پرسیدم: این تن چه گناه کرد که روان او چنین پادافره گرانی را تحمل می کند؟
سروش اَهلَو و آذر ایزد گفتند: این روان آن مردم دُروَِندی است که بسیار به گرمابه شدند. آنان هیخر (=چرک) و نِسا به آب و آتش و زمین بردند و [مردمان]، اَهلَو به آن اندر شدند و دُروَند بیرون آمدند
ارداویراف نامه بخش 41ص 73
برچسب:
نویسنده: سارا محبی